خیابان اردیبهشت

مرد اردیبهشتی
نویسنده : رضا - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٦
 

سلام دوستان !

من دوست اردیبهشتی علی اصغر طاهری نیای عزیزم. امروز درست یک ماه وهفده روز است که این وبلاگ به روز نشده است و علت آن بیماری ساکن خیابان اردیبهشت است که او را چندی راهی بیمارستان کرده بود.امروز که به خواست خودش شکل و شمایل وبلاگ تغییر کرد،دلم نیامد این خانه بیش از این غبار بگیرد بدون اجازه یا با اجازه فرقی نمی کند مهم این است که حالا اینجا به روز شده است.

ضمن درخواست دعا برای سلامتی و بهبود کامل همه مریض ها خصوصا مرد اردیبهشتی ما،دو شعر تقدیمتان می کنم:

مدام

 

صف می کشند پیش تو دیوارها مدام

قد می کشند پشت سرت دارها مدام

جرم تو زندگی است نفس می کشی زلال

سر می کشند دور و برت مارها مدام

تو میوه داری،از همه سو سنگ می خوری

این است سرنوشت ثمردارها مدام

تو راست قامتی و تناور از این سبب

تحریک می شوند تبردارها مدام

آزاد می شوی دگر از بندها اگر

راضی شوی به رسم دغلکارها مدام

آسوده می شوی تو از این فتنه های گنگ

عادت کنی اگر به لجنزارها مدام

اما تو عاشقی، تو و عادت به منجلاب؟!

اما تو شاعری تو و این عارها مدام؟!

نه نه، تو سبز و روشن و پر برگ و بر بمان

در حسرت نگاه تبردارها مدام

دکتر کاووس حسن لی

از مجموعه ی رنگ از رخ تمام قلم ها پریده است

 

************

لباس توری نحسم

 

عنکبوتی که هر روز از دار من بالا و پایین رفت

پیراهن سفیدی بر تنم بافت که پشه ها گل هایش شدند

زیبا شده ام با تور صورتم؟

شفیره چند روزه ای که من پیرزنم با لکه های سیاه بر جسم و پیشانی ام !

سوسکی گوشه ی لبم گیر کرده است

چهار گوشه ی اتاق چندششان می شود

می گریزند حتا از عبور سایه ام

مانده ام در این میان

با تهوع

و عنکبوتی که دست بر نمی دارد

 

شب پره ی جوان!

به من نزدیک نشو

چشم تنگ کن

تا زمان بگذرد و قلمروش را تا انگشت های پایم گسترش

{دهد

بعدی که له شد

آن وقت نوبت تو می شود که فکر کنی

لباس توری نحسش را چطور در آوری

بعد عریانی پیرم را با چه دامی بپوشانی.

لیلی گله داران

از مجموعه ی  یوسفی که لب نزدم


 
 
 



/td/NextPage